The official website of Otaghe sabz clinic

سایت رسمی کلینیک اتاق سبز

clinic otaghe sabz

مشکلات کودکان تک والدی بعد از طلاق وجدایی

مقدمه

خانوادۀ تک والدی یکی از شرایط خاص خانوادگی است که به عنوان یک متغیر مهم محیطی به‌طور مستقیم و غیرمستقیم تأثیر ویژه‌ای بر رشد عمومی و ابعاد مختلف رفتار فرزندان به خصوص در زمینه سلامت روانی، جسمانی و سازش یافتگی آنها میگذارد. تحول شخصیت کودک و نوجوان به شدت توسط والدین متأثر میشود. غیبت یکی از والدین یا هر دو، اثر نامطلوبی بر تحول آنها خواهد داشت و آنها را مستعد بیماری روانی یا مشکلات رفتاری بعدی خواهد ساخت. غیبت پدر میتواند تأثیر مستقیم (مثل محروم شدن کودک از الگوی نقش مذکر) و غیرمستقیم (مانند حمایت) بر فرزندان داشته باشد. در اینکه کدام یک از والدین نقش مهمتری در رشد فرزند دارند، اختلاف نظر وجود دارد، ولی بیشتر پژوهشگران توافق دارند که هر دو والد و ایفای نقش صحیح آنها برای رشد اجتماعی و شخصیتی مطلوب فرزندان لازم است(گاهلر و گاریگا، 2015). خانواده های تک والدی ممکن است در اثر گسستگی خانواده یا مرگ یکی از والدین ایجاد شوند(راتیلیف[1]،2010). کودکان این خانواده ها نسبت به خانواده‌های دووالدی با احتمال بیشتری دچار فقر اقتصادی، اعتمادبه خود پایین و ترک تحصیل میشوند(آماتو، 2018). زیرا پدر و مادر دو رکن اساسی خانواده هستند که با به وجود آوردن محیطی امن و سالم، تحول روانی فرزندان خود را میسر میسازند و در اجتماعی  کردن آنها نقش بیشتری دارند. عدم حضور هر یک از والدین در محیط خانواده، تعادل آن را بر هم زده و موجب تضعیف کارکرد خانواده، کاهش نظارت و مهار اجتماعی میشود و بزهکاری، مشکلات جسمانی، آشفتگی روانی و اجتماعی و اختلال های رفتاری در فرزندان آنها افزایش می یابد. این اختلالها در فرزندان خانواده های تک والدی حداقل دو برابر فرزندان خانواده‌های سالم است، مشکلات تحصیلی و احتمال ترک تحصیل آنها دو برابر دیگران است. پژوهشها مؤید این نکته است که وجود هر یک از والدین در سلامت روانی فرزندان مؤثر ا ست و محرومیت از والدین و محیط خانواده، عوارض روانی و اجتماعی متعددی دارد(کومار[2]،2016).

لذا از آنجایی که خانواده از مهمترین امور در شکل گیري شخصیت انسان است و انسان از ابتداي تولد تـا هنگام مرگ در خانواده رشد می کند و رشـد و تکامـل سلامت جسـمی- روانـی و اجتمـاعی آدمـی ریشـه در خـانواده دارد، لـذا نحـوه رفتـار و وضـعیت خانواده ها میتواند در سلامت روانی نوجوانان نقش بسیار مهمـی ایفا کند. سـلامت روان هریـک از فرزنـدان تـا حـد زیــادي بــه میــزان برخــورداري از خــانواده بستگی دارد(نلسون، 2016). سلامت روان، دانش و هنري است که به افراد کمک میکند تا با ایجاد روشهایی صحیح از لحـاظ روانـی و عاطفی بتوانند با محیط خود سازگاري نموده و راه هاي مطلوب تري را براي حل مشکلاتشـان انتخـاب نماینـد. مشکلات سلامت روان در دوران نوجـوانی یـا در ادامه مشکلات روانی دوران کـودکی و یـا شـروع یـک بیماري جدید است. این مشکلات به طور کلـی شـامل حساسـیت در روابـط بـین فـردي، تنهـایی، افسـردگی، اضطراب، پرخاشگري و مسائل درارتباط بـا خودکشـی می باشند(دولتی میاندواب، درتاج و فرخی، 1397).

یکی دیگر از مسائل مهم و جالب توجه در دانش آموزان دارای خانواده تک والد، موضوع عملکرد تحصیلی است. عملکرد تحصیلی یک عنصر چند بعدی و برآیند محیط پیچیده ای است که دانش آموزان را احاطه کرده و بر اساس جنبه هایی از قبیل شدت مطالعه، انگیزه و روابط فرد با دیگران شکل گرفته که پیشرفت تحصیلی افراد را تحت تأثیر قرار میدهد(صفایی و همکاران، 1399). با توجه به آشکار شدن اهمیت پیشرفت تحصیلی در دنیای امروز، شناسایی و بررسی عوامل و متغیرهای مؤثر بر آن در دستیابی به یک نظام آموزشی موفق از اهمیت بسیار برخوردار است. پژوهشهای تجربی بر عوامل شناختی روان شناختی و انگیزشی تمرکز یافته اند که عملکرد تحصیلی و به تبع آن پیشرفت تحصیلی را پیش بینی می کنند(بابازاده و همکاران، 1400). در این مورد نتایج پژوهشها حاکی از آن است که وجود خانواده تک والدی، از هم گسیخته و دارای مشکلات خانوادگی موجب تأثیر منفی بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان و موجب سازش نایافتگی تحصیلی، اجتماعی، و عاطفی در آنان میشود(پوپووا و ناویک، 2019). با توجه به اینکه میزان پیشرفت و افت تحصیلی یکی از ملاکهای کارایی نظام آموزشی است، کشف و بررسی متغیرهای تاثیرگذار بر عملکرد تحصیلی، به شناخت بهتر و پیش بینی متغیرهای موثر در نظام آموزشی می انجامد. یکی از عوامل تاثیرگذار بر عملکرد تحصیلی تطابق طرحواره های ناسازگار اولیه دانش آموزان با موقعیتهای تحصیلی است. به باور یانگ (2003) طرح‌واره‌های ناسازگار اولیه، الگوهای هیجانی و شناختی خودشکننده‌ای هستند که در جریان رشد آغاز می‌گردند و در سرتاسر زندگی تکرار می‌شوند(پالوس، ماریکوتیو و کاستی، ۲۰۱۹). از سوی دیگر، آسیب شناسی روانی فرد می‌تواند، بازتاب طرح‌واره‌های ناسالم وی باشد، بنابراین، طرحواره‌های منفی و ناسازگار که بیشتر در پی تجربه‌های ناگوار دوران کودکی پدید می‌آیند، می‌تواند به‌عنوان هسته‌ی اصلی اختلال شخصیت و بسیاری از بیماریهای روحی و روانی ایفای نقش کنند. یکی از نظریه‌های مطرح در عرصه طرحواره‌ها، نظریه طرحواره‌های ناسازگار اولیه یانگ است(حسامی و همکاران، 2017). طرحواره ها در قالب پنج حيطه اصلي «انفصال و طرد، خودگرداني و عملكرد مختل، حد و مرزهاي مختل، هدايت شدن توسط ديگران و گوش به زنگي بيش از حد و بازداري» طبقه بندي شده اند. اين طرحواره‌ها الگوهاي شناختي و هیجانی خودآسیب رسانی هستند که از جریان اولیه رشد آغاز می شوند و در طول زندگي تداوم مي يابند. طرحواره هاي ناسازگار تحت موقعيت هاي استرس زا و شرايط خاص فعال مي شوند و به عنوان الگويي براي پردازش تجارب و رويدادها عمل مي كنند و فرد تجربيات خود را بر اساس آن ها تفسير مي نمايد(حسامی و همکاران، 2017). طرحواره ها شیوه ی ادراک خود، دیگران و جهان پیرامون را بازنمایی می کند. آن ها به واسطه نقش بستن ادراک های حسی، هیجان و اعمال در حافظه، در خلال تجارب گذشته به ویژه دوران کودکی ساخته می شوند (استفنس و پکرون ، 2015) طرحواره های ناسازگاراولیه به دلیل ارضا نشدن هیجان های اساسی در دوران کودکی به وجود آمده اند و این هیجان ها شامل :دلبستگی ایمن به دیگران، خودگردانی، کفایت و هویت، آزادی در بیان نیازها، خودانگیختگی و تفریح، محدودیت های واقع گرایانه و خویشتن داری است(رنر ، 2011) طرحواره های ناسازگار اولیه ادراکات، هیجان ها، افکار و رفتارهای غلط و ناکارآمد تولید می کنند. طرحواره ها بر نحوه ی تفسیر رویدادها تأثیر می گذارند، فرد تجاربش را از دریچه‌ی منفی طرحواره ها می بیند، به طور انتخابی به اطلاعات تأییدکننده ی طرحواره ها توجه می کند و اطلاعات متعارض با آن را نادیده می گیرد(مقیمی، 1377). یانگ و همکاران (1998)، بر این باورند که طرحواره های ناسازگار به دلیل ارضا نشدن پنج نیاز هیجانی اساسی دوران کودکی به وجود آمده اند و این پنج نیاز را شامل دلبستگی ایمن به دیگران، خودگردانی، کفایت و هویت، آزادی در بیان نیازها و هیجان های سالم، خودانگیختگی و تفریح، جهت گیری از درون برشمرد(آنتونیک، 2019). طرحواره ها موضوعات بسیار قوی و عمیق درباره خود و دیگران هستند. طرحواره ها می توانند موجب سوگیری هایی در آسیب شناسی روانی بین فردی به صورت سوء تفاهم ها، نگرش های تحریف شده، فرض های غلط، اهداف و انتظارات غیر واقع بینانه تجلی پیدا کنند(دوبرین، 2018). همچنین طرحواره های ناسازگار به عنوان یک عامل شناختی اولیه و تفسیر فرد از جهان می تواند باعث بروز اختلالات گردد(مرتضوی و شعبانی خدیو، 1393).

دکتر اشکان شفیعی روانشناس


[1] Ratillff

[2] Kumar

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *