The official website of Otaghe sabz clinic

سایت رسمی کلینیک اتاق سبز

clinic otaghe sabz

دلسوزی در رابطه

دلسوزی در رابطه خوب است یا بد؟ تا چه اندازه دلسوزی به رابطه کمک می‌کند؟

دلسوزی یکی از احساساتی است که تقریباً در هر رابطه عاطفی سالمی وجود دارد. وقتی شریک عاطفی ما ناراحت است، شرایط سختی را پشت سر می‌گذارد یا احساس می‌کنیم به حمایت نیاز دارد، طبیعی است که بخواهیم در کنار او باشیم و به او کمک کنیم.

اما یک سؤال مهم وجود دارد:

آیا دلسوزی زیاد در رابطه همیشه نشانه عشق است؟

پاسخ کوتاه این است: خیر.

دلسوزی می‌تواند رابطه را عمیق‌تر، امن‌تر و صمیمی‌تر کند؛ اما اگر از حد تعادل خارج شود، ممکن است به وابستگی، فداکاری افراطی، نادیده گرفتن نیازهای خود، احساس گناه، کنترل کردن طرف مقابل یا حتی شکل‌گیری یک رابطه نابرابر منجر شود.

بنابراین مسئله اصلی این نیست که «دلسوز باشیم یا نباشیم»، بلکه این است که چگونه و تا چه اندازه دلسوزی کنیم؟

در این مقاله بررسی می‌کنیم دلسوزی در رابطه عاطفی چه زمانی مفید است، چه زمانی آسیب‌زا می‌شود و چگونه می‌توان بین حمایت از شریک عاطفی و حفظ مرزهای شخصی تعادل ایجاد کرد.

دلسوزی در رابطه عاطفی چیست؟

دلسوزی در رابطه یعنی زمانی که شریک عاطفی خود را در شرایط سخت می‌بینیم، درد یا ناراحتی او را درک کنیم و در صورت امکان برای کاهش رنج او کاری انجام دهیم.

برای مثال:

* وقتی همسرمان روز سختی داشته، به حرف‌های او گوش کنیم.
* هنگام بیماری یا مشکلات خانوادگی، در کنار او باشیم.
* زمانی که شکست خورده است، او را تحقیر یا سرزنش نکنیم.
* در شرایط دشوار، حمایت عاطفی خود را نشان دهیم.
* اگر اشتباهی کرده، بدون تحقیر درباره آن با او صحبت کنیم.
* به نیازهای عاطفی او توجه داشته باشیم.

دلسوزی سالم معمولاً با همدلی، احترام، حمایت و پذیرش همراه است.

اما دلسوزی با «ترحم» یکسان نیست.

تفاوت دلسوزی و ترحم در رابطه

ترحم گاهی ناخودآگاه این پیام را منتقل می‌کند که:

«تو ضعیفی و من باید تو را نجات بدهم.»

در حالی که دلسوزی سالم بیشتر چنین پیامی دارد:

«می‌دانم شرایط سختی داری، من کنارت هستم و به توانایی تو برای عبور از این شرایط احترام می‌گذارم.»

این تفاوت بسیار مهم است.

در رابطه سالم، هدف دلسوزی این نیست که یک نفر همیشه «نجات‌دهنده» و نفر دیگر همیشه «نیازمند نجات» باشد.

آیا دلسوزی در رابطه خوب است؟

در حالت متعادل، بله، دلسوزی می‌تواند یکی از عناصر مهم یک رابطه سالم باشد.

پژوهش‌های انجام‌شده درباره شفقت و روابط نزدیک نشان می‌دهند که شفقت به خود با ویژگی‌هایی مانند کیفیت بهتر روابط، رفتارهای سازنده‌تر در تعارض، پذیرش بیشتر نقص‌های خود و شریک عاطفی و برخی جنبه‌های مثبت عملکرد رابطه ارتباط دارد. البته این پژوهش‌ها به معنی آن نیستند که دلسوزی به‌تنهایی می‌تواند یک رابطه را سالم نگه دارد. (PubMed Central (PMC)⁠)

در یک مطالعه روی زوج‌ها نیز افرادی که شفقت بیشتری نسبت به خود داشتند، رفتارهای مثبت‌تر و حمایتگرانه‌تری در رابطه نشان دادند. (Taylor & Francis Online⁠)

بنابراین دلسوزی سالم می‌تواند به رابطه کمک کند، به‌خصوص زمانی که در کنار مسئولیت‌پذیری، احترام، مرزبندی و گفت‌وگوی سالم قرار بگیرد.

دلسوزی چه کمکی به رابطه عاطفی می‌کند؟

۱. احساس امنیت عاطفی را افزایش می‌دهد

یکی از نیازهای مهم انسان در رابطه عاطفی، احساس امنیت است.

وقتی فرد احساس کند در زمان ناراحتی، شکست یا آسیب‌پذیری مورد تحقیر قرار نمی‌گیرد، راحت‌تر احساسات خود را بیان می‌کند.

برای مثال، جمله‌ای مانند:

«می‌فهمم این اتفاق چقدر برایت سخت بوده؛ اگر دوست داری درباره‌اش صحبت کنیم، من هستم.»

می‌تواند احساس امنیت ایجاد کند.

در مقابل، جمله‌هایی مانند:

«باز هم خراب کردی!»

یا

«خودت باعث شدی، حالا تحملش کن.»

معمولاً فرد را به سمت پنهان کردن احساسات خود سوق می‌دهد.

۲. صمیمیت عاطفی را بیشتر می‌کند

صمیمیت فقط به معنای گذراندن وقت با یکدیگر نیست.

صمیمیت زمانی شکل می‌گیرد که دو نفر بتوانند بخش‌های آسیب‌پذیر خود را نیز بدون ترس از قضاوت با یکدیگر در میان بگذارند.

دلسوزی سالم می‌تواند این پیام را منتقل کند:

«لازم نیست همیشه قوی باشی تا دوستت داشته باشم.»

این احساس می‌تواند رابطه را عمیق‌تر کند.

۳. در دوران بحران به رابطه کمک می‌کند

همه روابط در دوره‌هایی با مشکلات مواجه می‌شوند؛ مشکلات مالی، بیماری، فشار شغلی، سوگ، اختلافات خانوادگی یا شکست‌های شخصی.

در چنین شرایطی، حمایت عاطفی شریک زندگی می‌تواند بسیار ارزشمند باشد.

البته حمایت به این معنا نیست که یک نفر تمام مشکلات نفر دیگر را حل کند.

گاهی بهترین حمایت فقط این است که:

* گوش کنیم؛
* قضاوت نکنیم؛
* احساسات طرف مقابل را جدی بگیریم؛
* در صورت نیاز کمک عملی ارائه دهیم؛
* و به او فرصت دهیم خودش مسئله را حل کند.

چه زمانی دلسوزی در رابطه تبدیل به دلسوزی افراطی می‌شود؟

مشکل از جایی شروع می‌شود که دلسوزی باعث شود یکی از طرفین مسئول زندگی، احساسات و مشکلات طرف مقابل شود.

برای مثال، اگر دائماً با خودتان فکر می‌کنید:

«اگر من نباشم، او نمی‌تواند زندگی کند.»

یا:

«نمی‌توانم از او جدا شوم چون بدون من نابود می‌شود.»

یا:

«باید همیشه مشکلاتش را من حل کنم.»

ممکن است دلسوزی شما از یک حمایت سالم فاصله گرفته باشد.

نشانه‌های دلسوزی افراطی در رابطه

۱. همیشه نقش نجات‌دهنده را دارید

اگر تقریباً در تمام مشکلات رابطه شما فردی هستید که باید راه‌حل پیدا کند، تصمیم بگیرد، آرام کند، مشکلات مالی را حل کند یا عواقب رفتارهای شریک عاطفی را جبران کند، لازم است به این الگو توجه کنید.

رابطه سالم قرار نیست یک نفر را برای همیشه در نقش «نجات‌دهنده» و دیگری را در نقش «نجات‌یافته» قرار دهد.

۲. نیازهای خودتان را دائماً نادیده می‌گیرید

ممکن است فرد به دلیل دلسوزی بگوید:

«مهم نیست من چه می‌خواهم؛ فقط او حالش خوب باشد.»

اگر این جمله تبدیل به الگوی همیشگی شود، احتمال دارد فرد به مرور نیازهای عاطفی، جسمی و روانی خودش را سرکوب کند.

رابطه سالم نیازمند توجه به نیازهای هر دو نفر است.

۳. از نه گفتن احساس گناه می‌کنید

یکی از نشانه‌های مهم دلسوزی ناسالم این است که فرد نمی‌تواند «نه» بگوید.

مثلاً:

* از خستگی شدید رنج می‌برد اما باز هم همه کارهای شریکش را انجام می‌دهد.
* از رفتار خاصی ناراحت است اما اعتراض نمی‌کند.
* از قرض دادن پول احساس خوبی ندارد اما به دلیل دلسوزی این کار را انجام می‌دهد.
* به زمان شخصی نیاز دارد اما می‌ترسد طرف مقابل ناراحت شود.

در چنین شرایطی ممکن است دلسوزی به قیمت از دست رفتن مرزهای شخصی تمام شود.

آیا دلسوزی زیاد می‌تواند طرف مقابل را ضعیف کند؟

گاهی بله.

اگر حمایت ما به شکلی باشد که فرد هیچ‌گاه مجبور نشود مسئولیت رفتارهای خود را بپذیرد، ممکن است به جای کمک، وابستگی ایجاد کنیم.

برای مثال، فرض کنید شریک عاطفی شما دائماً در مدیریت امور مالی مشکل دارد.

اگر هر بار اشتباه مالی او را شما جبران کنید، ممکن است در کوتاه‌مدت از بحران جلوگیری شود؛ اما در بلندمدت فرصت یادگیری و مسئولیت‌پذیری از او گرفته می‌شود.

دلسوزی سالم می‌تواند بگوید:

«می‌خواهم در کنارت باشم تا بتوانی این مسئله را حل کنی.»

اما دلسوزی افراطی ممکن است بگوید:

«من خودم همه چیز را برایت حل می‌کنم.»

این دو رفتار ظاهراً شبیه یکدیگرند، اما از نظر روان‌شناختی تفاوت زیادی دارند.

تفاوت حمایت کردن و نجات دادن چیست؟

این یکی از مهم‌ترین نکات در روابط عاطفی است.

حمایت کردن یعنی:

«من کنار تو هستم.»

نجات دادن یعنی:

«بدون من نمی‌توانی.»

حمایت به فرد کمک می‌کند توانمندتر شود.

نجات دادن افراطی ممکن است به او پیام دهد که خودش توانایی کافی ندارد.

به همین دلیل در یک رابطه سالم بهتر است به جای انجام دادن تمام کارها برای شریک عاطفی، در صورت امکان به او کمک کنیم تا خودش توانمندتر شود.

آیا دلسوزی می‌تواند باعث وابستگی عاطفی شود؟

اگر دلسوزی با ترس از دست دادن، احساس گناه و ناتوانی در مرزبندی همراه شود، ممکن است به وابستگی ناسالم کمک کند.

برای مثال، فرد ممکن است به خودش بگوید:

«من نمی‌توانم او را ترک کنم چون به من نیاز دارد.»

اما «نیاز داشتن» با «عشق سالم» یکی نیست.

گاهی فرد در رابطه باقی می‌ماند نه به دلیل رضایت، صمیمیت و عشق، بلکه به دلیل ترس از اینکه اگر برود، طرف مقابل چه خواهد کرد.

در این شرایط بهتر است فرد بررسی کند که آیا رابطه بر پایه انتخاب متقابل شکل گرفته یا بر پایه احساس مسئولیت افراطی نسبت به دیگری.

دلسوزی در رابطه تا چه اندازه خوب است؟

هیچ عدد مشخصی برای میزان دلسوزی وجود ندارد.

نمی‌توان گفت:

«اگر ۵۰ درصد دلسوز باشی رابطه سالم است و اگر ۸۰ درصد باشی ناسالم می‌شود.»

معیار مهم‌تر، اثری است که دلسوزی بر رابطه و دو طرف می‌گذارد.

دلسوزی سالم معمولاً باعث می‌شود:

* هر دو نفر احساس حمایت کنند.
* استقلال فردی حفظ شود.
* مسئولیت‌پذیری از بین نرود.
* مرزهای شخصی محترم بماند.
* فرد بتواند «نه» بگوید.
* مشکلات به شکل مشترک مدیریت شوند.
* یکی از طرفین دائماً نقش قربانی یا نجات‌یافته نداشته باشد.

اگر دلسوزی باعث شود یکی از طرفین دائماً خسته، مضطرب، بدهکار، بی‌اختیار یا مسئول حال روانی طرف مقابل باشد، لازم است در شیوه حمایت کردن بازنگری شود.

دلسوزی سالم چه ویژگی‌هایی دارد؟

می‌توان دلسوزی سالم را با چند  ویژگی شناخت:
دلسوزی سالم بدون تحقیر است
فرد مقابل را به خاطر مشکلاتش کوچک نمی‌کنیم.
دلسوزی سالم بدون کنترل است
حمایت کردن به معنای کنترل کردن زندگی شریک عاطفی نیست.
دلسوزی سالم با مرز همراه است
می‌توانیم بگوییم:
«دوستت دارم، اما نمی‌توانم این کار را برایت انجام دهم.»
دلسوزی سالم مسئولیت‌پذیری را از بین نمی‌برد
اشتباهات فرد را به جای او جبران نمی‌کنیم.
دلسوزی سالم دوطرفه است
قرار نیست همیشه فقط یک نفر حمایت‌کننده باشد.

چگونه بدون آسیب زدن به خودمان دلسوز باشیم؟
۱. قبل از کمک کردن از خودمان بپرسیم: «آیا واقعاً کمک لازم است؟»
گاهی فرد مقابل فقط نیاز دارد شنیده شود، نه اینکه ما مشکلش را حل کنیم.
می‌توانیم بپرسیم:
«دوست داری فقط به حرف‌هایت گوش کنم یا می‌خواهی با هم دنبال راه‌حل بگردیم؟»
این سؤال ساده می‌تواند بسیاری از سوءتفاهم‌ها را کاهش دهد.

۲. مسئولیت مشکلات طرف مقابل را بر عهده نگیریم
همدلی به معنای مسئول شدن در قبال تمام مشکلات شریک عاطفی نیست.
هر فرد بزرگسال باید تا حد امکان مسئول انتخاب‌ها، رفتارها و تصمیم‌های خودش باشد.

۳. مرزهای شخصی را حفظ کنیم
مرز داشتن به معنی بی‌محبتی نیست.
می‌توانیم همزمان دو جمله را باور داشته باشیم:
«دوستت دارم.»
و
«این کار را نمی‌توانم انجام دهم.»
این دو جمله با یکدیگر تناقضی ندارند.

۴. مراقب فرسودگی عاطفی باشیم
اگر دائماً در حال آرام کردن، حل کردن، مراقبت کردن و مدیریت بحران‌های شریک عاطفی هستیم، ممکن است خودمان دچار خستگی عاطفی شویم.
رابطه سالم باید برای هر دو نفر فضای نفس کشیدن داشته باشد.

اگر شریک عاطفی‌مان اشتباه کرد، دلسوزی کنیم یا قاطع باشیم؟
لازم نیست این دو را در مقابل یکدیگر قرار دهیم.
می‌توان همدل و در عین حال قاطع بود.
برای مثال:
«می‌فهمم چرا این تصمیم را گرفتی و می‌دانم شرایط سختی داشتی؛ اما رفتاری که با من کردی برایم قابل قبول نیست و لازم است درباره آن صحبت کنیم.»
این جمله همدلی دارد، اما مرز هم دارد.
این دقیقاً همان چیزی است که در بسیاری از روابط لازم است: مهربانی بدون از دست دادن قاطعیت.

دلسوزی در هنگام دعوا؛ چه کاری درست است؟
در زمان تعارض، بهتر است ابتدا هیجان‌ها مدیریت شوند و سپس درباره مشکل صحبت شود.
به جای اینکه بگوییم:
«تو همیشه همین‌طوری هستی.»
می‌توان گفت:
«می‌دانم امروز شرایط سختی داشتی، اما حرفی که زدی من را ناراحت کرد و دوست دارم درباره‌اش صحبت کنیم.»
در پژوهش‌های مربوط به شفقت به خود و روابط عاطفی نیز شواهدی وجود دارد که شفقت به خود با استفاده بیشتر از راهبردهای سازنده برای مقابله با تعارض و رضایت بالاتر از رابطه ارتباط دارد. (ScienceDirect⁠)
بنابراین حتی در زمان اختلاف، هدف دلسوزی نباید حذف مشکل باشد؛ بلکه باید کمک کند بدون تخریب یکدیگر با مشکل مواجه شویم.

آیا دلسوزی می‌تواند باعث شود مشکلات رابطه حل نشوند؟
بله، اگر دلسوزی با چشم‌پوشی دائمی اشتباه گرفته شود.
مثلاً اگر فردی بارها رفتار آزاردهنده‌ای انجام دهد و هر بار با این جملات مواجه شود:
«اشکالی ندارد، می‌دانم خودش هم مشکل دارد.»
ممکن است مسئله اصلی هیچ‌گاه حل نشود.
در اینجا لازم است بین درک علت رفتار و پذیرش رفتار تفاوت قائل شویم.
ممکن است بفهمیم چرا فردی عصبانی شده است، اما این به معنای پذیرفتن توهین یا رفتار آسیب‌زننده او نیست.
ممکن است بدانیم شریک عاطفی‌مان تحت فشار زیادی قرار دارد، اما همچنان حق داریم درباره بی‌احترامی، دروغ، خیانت یا نقض مرزهای خود صحبت کنیم.
همدلی، رفتار نامناسب را توجیه نمی‌کند.

دلسوزی یا ترحم؛ کدام رابطه را سالم‌تر می‌کند؟
دلسوزی سالم معمولاً رابطه را به سمت برابری می‌برد.
ترحم افراطی ممکن است رابطه را به سمت نابرابری ببرد.
در دلسوزی سالم:
«تو برای من ارزشمندی و من در کنارت هستم.»
در ترحم:
«تو نمی‌توانی از پس زندگی‌ات بربیایی و من باید مراقبت باشم.»
اولی به عزت‌نفس و استقلال فرد احترام می‌گذارد؛ دومی ممکن است ناخواسته احساس ناتوانی ایجاد کند.

آیا دلسوزی همیشه باعث افزایش جذابیت در رابطه می‌شود؟
نه لزوماً.
پژوهش‌های جدیدتر درباره شفقت در روابط نشان داده‌اند که تأثیر شفقت بر جذابیت و کیفیت رابطه برای همه افراد یکسان نیست و به الگوی خاص هر زوج و تعامل بین شفقت نسبت به خود و دیگری بستگی دارد. (ScienceDirect⁠)
بنابراین نمی‌توان گفت:
«هرچه دلسوزتر باشیم، رابطه حتماً بهتر می‌شود.»
رابطه سالم معمولاً به ترکیبی از عوامل نیاز دارد؛ از جمله:
صمیمیت
اعتماد
احترام
استقلال
مسئولیت‌پذیری
ارتباط مؤثر
مرزبندی
حمایت عاطفی
* توانایی حل تعارض
دلسوزی یکی از این عناصر است، نه تمام رابطه.

از کجا بفهمیم دلسوزی ما سالم است؟
اگر درباره رفتار خودتان تردید دارید،

این سؤال‌ها را از خود بپرسید:

1. آیا وقتی به شریک عاطفی‌ام کمک می‌کنم، خودم را کاملاً نادیده می‌گیرم؟
2. آیا از ترس ناراحت شدن او نمی‌توانم «نه» بگویم؟
3. آیا احساس می‌کنم مسئول حال خوب او هستم؟
4. آیا او بدون کمک من می‌تواند از پس مسائل زندگی‌اش بربیاید؟
5. آیا همیشه من نقش نجات‌دهنده را دارم؟
6. آیا به دلیل دلسوزی رفتارهایی را تحمل می‌کنم که برایم آسیب‌زننده‌اند؟
7. آیا حمایت من باعث توانمندتر شدن او می‌شود یا وابسته‌تر شدن او؟
8. آیا در رابطه برای نیازهای خودم نیز همان اندازه ارزش قائل هستم؟
9. آیا می‌توانم همزمان همدلی و قاطعیت داشته باشم؟
10. آیا اگر دلسوزی نکنم، احساس گناه شدیدی پیدا می‌کنم؟

اگر پاسخ بسیاری از این سؤال‌ها مثبت است، شاید بهتر باشد درباره مرزهای عاطفی و الگوی دلسوزی خود بیشتر فکر کنید.

یک فرمول ساده برای دلسوزی سالم در رابطه

می‌توان دلسوزی سالم را با این فرمول ساده توضیح داد:

درک + حمایت + احترام به استقلال + مرزبندی

یعنی:

«می‌فهمم چه شرایطی داری، در حد توانم کنارت هستم، اما مسئول زندگی تو نیستم و خودم هم نیازها و مرزهایی دارم.»

این نوع نگاه اجازه می‌دهد هم محبت داشته باشیم و هم خودمان را از دست ندهیم.

اگر دلسوزی باعث آزار خودمان شده باشد چه کنیم؟

اولین قدم این است که متوجه شویم محبت با فداکاری بی‌حد و مرز یکی نیست.

ممکن است کسی را عمیقاً دوست داشته باشیم و در عین حال:

* همیشه در دسترس نباشیم؛
* همه مشکلات او را حل نکنیم؛
* با رفتار نامناسب مخالفت کنیم؛
* درخواست‌های غیرمنطقی را نپذیریم؛
* زمان و فضای شخصی داشته باشیم؛
* از او بخواهیم مسئولیت رفتارهای خودش را بپذیرد.

اگر فرد احساس کند بدون فداکاری دائمی، رابطه از بین می‌رود، یا اگر مرزبندی باعث اضطراب و احساس گناه شدید او می‌شود، گفت‌وگو با یک روانشناس می‌تواند به شناخت ریشه‌های این الگو کمک کند.

گاهی دلسوزی افراطی با ترس از طرد شدن، عزت‌نفس پایین، سبک دلبستگی، تجربه‌های گذشته یا باورهایی مانند «برای دوست‌داشتنی بودن باید همیشه به دیگران کمک کنم» ارتباط دارد.

جمع‌بندی: دلسوزی در رابطه خوب است یا بد؟

دلسوزی در رابطه عاطفی نه ذاتاً خوب است و نه ذاتاً بد؛ نوع و میزان آن اهمیت دارد.

دلسوزی سالم می‌تواند باعث افزایش احساس امنیت، صمیمیت، حمایت عاطفی و کیفیت ارتباط شود. پژوهش‌ها نیز به ارتباط مثبت شفقت و برخی شاخص‌های سلامت روابط نزدیک اشاره کرده‌اند، هرچند این رابطه پیچیده است و نمی‌توان آن را به یک علت ساده تقلیل داد. (PubMed Central (PMC)⁠)

اما زمانی که دلسوزی به ترحم، نجات دادن، کنترل کردن، فداکاری افراطی، نادیده گرفتن خود یا تحمل رفتارهای آسیب‌زا تبدیل شود، می‌تواند به رابطه آسیب بزند.

بهترین شکل دلسوزی در رابطه این نیست که:

«من همه مشکلات تو را حل می‌کنم.»

بلکه این است:

«من تو را می‌بینم، رنجت را درک می‌کنم، در حد توانم کنارت هستم و در عین حال به استقلال، مسئولیت‌پذیری و مرزهای هر دوی ما احترام می‌گذارم.»

در یک رابطه سالم، عشق نباید به معنای از دست دادن خودمان باشد.

می‌توان مهربان بود، دلسوز بود و در عین حال مرز داشت.

سوالات متداول درباره دلسوزی در رابطه

آیا دلسوزی زیاد نشانه عشق زیاد است؟

نه همیشه. دلسوزی می‌تواند نشانه محبت باشد، اما دلسوزی افراطی گاهی از ترس، احساس گناه، وابستگی یا ناتوانی در مرزبندی ناشی می‌شود.

آیا باید مشکلات شریک عاطفی خود را حل کنیم؟

خیر. بهتر است از شریک عاطفی حمایت کنیم، اما مسئولیت زندگی و تصمیم‌های او را به طور کامل بر عهده نگیریم.

آیا می‌توان هم دلسوز بود و هم قاطع؟

بله. دلسوزی سالم دقیقاً می‌تواند در کنار قاطعیت و مرزبندی وجود داشته باشد.

تفاوت دلسوزی و ترحم چیست؟

دلسوزی سالم همراه با احترام به توانایی و استقلال فرد است؛ ترحم ممکن است فرد مقابل را ضعیف، ناتوان یا نیازمند همیشگی به دیگری تصور کند.

آیا دلسوزی افراطی باعث وابستگی می‌شود؟

در برخی شرایط، اگر حمایت دائمی جای مسئولیت‌پذیری فرد را بگیرد، می‌تواند به وابستگی ناسالم کمک کند.

چه زمانی برای مشکل دلسوزی در رابطه باید به روانشناس مراجعه کنیم؟

اگر به دلیل دلسوزی نمی‌توانید «نه» بگویید، دائماً نیازهای خود را نادیده می‌گیرید، احساس می‌کنید مسئول حال روانی شریک عاطفی خود هستید یا در رابطه احساس فرسودگی و ناتوانی می‌کنید، مراجعه به روانشناس می‌تواند برای شناخت این الگو و ایجاد مرزهای سالم کمک‌کننده باشد.

کلینیک روانشناسی اتاق سبز در شرق تهران

اگر احساس می‌کنید در رابطه عاطفی خود بیش از اندازه فداکاری می‌کنید، نمی‌توانید مرزهای مشخصی داشته باشید، دائماً نقش نجات‌دهنده را ایفا می‌کنید یا در تشخیص تفاوت میان عشق، دلسوزی، وابستگی و ترحم دچار سردرگمی شده‌اید، بررسی این الگوها در جلسات روان‌درمانی می‌تواند به شناخت بهتر خود و رابطه کمک کند.

کلینیک روانشناسی اتاق سبز در شرق تهران با حضور دکتر اشکان شفیعی، روانکاو و روانشناس می‌تواند در زمینه بررسی مسائل فردی و عاطفی، الگوهای ارتباطی، تعارض‌های رابطه و شناخت بهتر مرزهای سالم در روابط همراه شما باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *