اساساً خوشبختی برای شما چه معنا و مفهومی دارد؟ آیا تابهحال به این فکر کردهاید که چه چیزهایی در زندگی میتواند شما را خوشبخت کند؟ خوشبختی مفهومی انتزاعی و ذهنی است و شما نمیتوانید یک انسان را به دلیل شرایطی که در آن قرار دارد خوشبخت یا بدبخت بنامید، خوشبختی چیزی نیست که شما بتوانید آن را اندازه بگیرید به این دلیل که خوشبختی برای هر شخصی بهاندازه درک، فهم، شعور و تلاش او برای رسیدن به خواستههایش است.
ازدواج هدفمند یعنی خوشبختی و آرامش
البته هدف از ازدواج هم میتواند رسیدن به این خوشبختی باشد، اما اگر شما هدف و برنامهای برای آن نداشته باشید، مطمئن باشید بعد از ازدواج معجزهای رخ نخواهد داد! معجزه زمانی اتفاق میافتد که شما بدانید هدفتان از تشکیل زندگی مشترک چیست؟ بدانید چرا و به چه علت میخواهید باقی عمرتان را در کنار شخصی بگذرانید که ممکن است شما را از جهاتی محدود کند اما شما با دلوجان پذیرای این محدودیتها هستید ولی در عوض مایه آرامش جسم و روحتان نیز هست.
از آموزش ازدواج و مسائل قبل و بعد آن چیزی میدانید؟
آیا به این موضوع فکر کردید که فردی که قرار است شما را خوشبخت کند باید چه ویژگیهایی داشته باشد؟
اصلاً فکر کردید که شما توانایی خوشبخت کردن طرف مقابلتان را دارید یا نه؟
مرد یا زن ایدئال شما اصلاً وجود خارجی دارد؟
یا اینکه خودتان در چه جایگاهی قرار دارید و خودتان ایدئال مرد یا زنی هستید که در رؤیاهایتان به آن فکر میکنید؟
خب، قبل از هر چیزی نکاتی هست که باید قبل عروسی و پیوند زناشویی بدونیم. اون نکات رو من اینجا لیست کردم. در واقع مهمترین مطالبی که شما و طرف مقابلتون باید در آموزش ازدواج از اون بدونید رو اینجا به صورت خلاصه توضیح دادم.
قبل از ازدواج چه نکاتی را باید بدانیم؟
آشنایی قبل از ازدواج یکی از موضوعات مهم آموزش ازدواج است. یک ازدواج موفق ازدواجی است که شناخت موفقی در آن بهدستآمده باشد. اما خب بعضیها بهسادگی از کنار آن میگذرند. بدون اینکه به صحبتهای قبل از ازدواج توجه کافی داشته باشند. در نتیجه، دست به انتخابهای احساسی میزنند و نتیجه کار هم مشخص است! موضوعات مهم قبل از ازدواج مسائلی است که باید عمیقاً در مورد آن فکر کرد، در مورد آنها صحبت کرد. توجه ویژهای نسبت به آنها داشت.
اما آشنایی قبل از ازدواج چطور به دست میآید؟
مطالب آموزش ازدواج را چه زمانی باید فراگرفت؟ آموزش ازدواج فقط مختص به قبل ازدواج نیست. در واقع بعد ازدواج هم شما باید همچنان در حال یادگیری باشید.
روانشناسی قبل از ازدواج چیست؟
آیا شناخت طرف مقابل از طریق سؤالکردن به دست میآید؟
چطور میتوان شناخت کامل و دقیقی از طرف مقابل به دست آورد؟
یکی از بزرگترین مشکلات بعد از ازدواج، عدم شناخت طرفین از یکدیگر است. متأسفانه بعضی از انتخابها، احساسی صورت میگیرد. یعنی افراد بدون توجه به واقعیات دست به انتخاب همسر میزنند. اما باید به این نکته مهم توجه داشت که شناخت و انتخاب منطقی قبل از ازدواج تا حدود زیادی میتواند ضامن خوشبختی یک زوج باشد.
در دوران نامزدی طرف مقابل را با سؤالات گیج نکنید!
در مبحث آموزش ازدواج به دوران نامزدی خواهم پرداخت. دوران مهمی که عمدتاً شناخت طرفین از یکدیگر در این دوران به دست میآید. بعضیها تصور میکنند در جلسه خواستگاری یا نامزدی با پرسیدن سؤالهایی میتوانند طرفشان را بشناسند! دوستان عزیزم، شناخت طرف مقابل فقط با معاشرت به دست میآید. نه با سؤالکردن!! یکی از راههای رسیدن به یک ازدواج موفق، رسیدن به شناخت واقعی و موفق نسبت به طرف مقابل است. شما باید برای شناخت از طرف مقابل زمان بگذارید، حوصله کنید یکی دو شبه شما نمیتوانید کسی را بشناسید! در درجه اول باید بدانید که خواستههای طرف مقابل از شما و یک زندگی مشترک چیست؟! خواستههای طرف مقابلتان باید شباهت زیادی با خواستههای شما داشته باشد. نباید در این مورد اختلافات عمیق داشته باشید. مثال میزنم. خودتان را تصور کنید. مثلاً شما دوست دارید بعد از ازدواج مهاجرت کنید و باقی زندگیتان را در کشور دیگرکه هر فرد در زندگی خود میگیرد. برای اینکه ازدواج موفق و پایداری داشته باشید، باید به خوبی از حقایق و چالشهای آن آگاه باشید. در اینجا به برخی از این حقایق اشاره میکنیم:
ی بگذرانید. اما همسرتان دقیقاً مخالف خواسته شما عمل میکند. اصلاً او به مهاجرت فکر نمیکند! حالا تصور کنید اگر چشمتان را بر روی خواستههایتان ببندید چه مشکلاتی برایتان به وجود خواهد آمد.
.ازدواج یکی از مهمترین و پیچیدهترین تصمیماتی است 1. ازدواج یک تعهد مادامالعمر است:
ازدواج فقط یک جشن و مراسم نیست، بلکه یک تعهد جدی و پایدار است که تا آخر عمر باید به آن پایبند باشید. این تعهد شامل مسئولیتپذیری، وفاداری، و تلاش برای حفظ و تقویت رابطه است.
2. ازدواج تغییراتی در زندگی شما ایجاد میکند:
ازدواج باعث تغییرات زیادی در زندگی شما میشود. شما باید یاد بگیرید که چگونه با همسر خود زندگی کنید، تصمیمات مشترک بگیرید، و با مشکلات و چالشها روبرو شوید. همچنین، ممکن است لازم باشد برخی از عادات و سبک زندگی خود را تغییر دهید.
3. ازدواج نیازمند تلاش و فداکاری است:
هیچ ازدواجی بدون تلاش و فداکاری دو طرف نمیتواند موفق باشد. شما باید حاضر باشید برای حفظ رابطه خود تلاش کنید، از خودگذشتگی نشان دهید، و در مواقع دشوار صبور باشید.
4. ازدواج با چالشها و مشکلات همراه است:
هر ازدواجی با چالشها و مشکلاتی روبرو میشود. این مشکلات میتوانند مربوط به مسائل مالی، خانوادگی، ارتباطی، یا حتی جنسی باشند. مهم این است که شما و همسرتان بتوانید با این مشکلات به درستی مقابله کنید و به دنبال راهحلهای مناسب باشید.
5. ازدواج نیازمند ارتباط مؤثر است:
ارتباط مؤثر و صادقانه یکی از مهمترین عوامل موفقیت در ازدواج است. شما باید بتوانید با همسر خود در مورد احساسات، نیازها، و نگرانیهای خود صحبت کنید و به حرفهای او نیز گوش دهید.
6. ازدواج نیازمند احترام و اعتماد است:
احترام و اعتماد دو رکن اساسی در هر رابطهای، به ویژه در ازدواج هستند. شما باید به همسر خود احترام بگذارید، به او اعتماد کنید، و به حریم خصوصی او نیز احترام بگذارید.
7. ازدواج نیازمند بخشش و گذشت است:
هیچ کس کامل نیست و همه اشتباه میکنند. در ازدواج نیز ممکن است شما و همسرتان اشتباهاتی کنید. مهم این است که بتوانید یکدیگر را ببخشید و از اشتباهات گذشته بگذرید.
8. ازدواج نیازمند صبر و تحمل است:
ازدواج یک سفر طولانی است که نیازمند صبر و تحمل است. شما باید صبور باشید و در مواقع دشوار تحمل کنید تا بتوانید از این مرحله عبور کنید.
9. ازدواج میتواند بسیار لذتبخش و رضایتبخش باشد:
با وجود همه چالشها و مشکلاتی که ممکن است در ازدواج وجود داشته باشد، ازدواج میتواند بسیار لذتبخش و رضایتبخش باشد. اگر شما و همسرتان بتوانید با یکدیگر همراه باشید، از یکدیگر حمایت کنید، و به یکدیگر عشق بورزید، میتوانید زندگی مشترک بسیار خوبی داشته باشید.
اینها تنها برخی از حقایقی هستند که باید در مورد ازدواج بدانید. اگر قصد ازدواج دارید، بهتر است قبل از هر تصمیمی با یک مشاور ازدواج صحبت کنید و در مورد انتظارات و نگرانیهای خود با او مشورت کنید.
5 حقیقت درباره ازدواج که زوج ها باید بدانند:
1. همسر شما کامل نیست:
باید بدانید ازدواج موفق با داشتن همسر عالی و بیعیب و نقص حاصل نمیشود. اگر چنین بود هرگز ازدواجهای موفق شکل نمیگرفت. در عوض ازدواجهای موفق زمانی که زن و شوهر بهطور منطقی با یکدیگر تفاهم داشته باشند، هرکدام از زوجین بهدنبال چیزهای خوب در دیگری باشد و زمانی که حمایت متقابل، بخشش و احترام به همسر وجود داشته باشد ایجاد میشود. هیچ فردی همسر کامل پیدا نمیکند. همه ما بهعنوان یک انسان در زندگی کمبودهایی داریم. فکر کردن مداوم در مورد نواقص همسر خود، فقط باعث خراب شدن رابطه و ازدواج میشود. موضوعات کوچک را رها کنید و روی ویژگیهای خوب همسر خود تمرکز کنید.
2. همسر شما نمیتواند زندگی شما را کامل کند:
بسیاری از زوجهای جوان این انتظار و تصور غیرواقعی را دارند که با ازدواج و شروع زندگی مشترک، بخشهای نابسامان و مشکلات زندگیشان سروسامان گیرد. البته که با ازدواج انسان کامل میشود، اما فرایند کامل شدن به میل و اراده شخصی شما وابسته است نه همسر شما.
اگر ازدواج کردید و معتقدید که همسرتان یک شخص فوقالعاده است و میتواند بهترین دوست، مشاور، مربی انگیزشی و جانشین پدر و مادرتان باشد، قطعاً بهزودی از این انتظار خود ناامید خواهید شد. دلخوری و ناخشنودی سرانجام در شما نهادینه خواهد شد و در این صورت احساس بدبختی و ناکامی از زندگی شما دور نخواهد بود. بهجای اینکه اصرار داشته باشید همسرتان تمام این نقشها را بر عهده گیرد، به دوستان، خانواده و خودتان تکیه کنید. با دستیابی به این روش زندگی شما کاملتر خواهد شد و ازدواج شادتری خواهید داشت.
3. از ازدواج خود همان چیزی را برداشت میکنید که کاشتهاید:
اگر زمان، فکر و انرژی خود را صرف این کنید که روابط زناشویی موفقی در زندگی مشترک داشته باشید، مسلما به یک رابطه و ازدواج موفق دست خواهید یافت. اینیک تضمین نیست، اما یک اصل است (درست مثل اینکه اگر شما ورزش کنید و خوب غذا بخورید، سالمتر خواهید بود و زندگی طولانیتری خواهید داشت، بهجای اینکه هرگز ورزش نکنید یا بهدرستی غذا نخورید).
تلاش شما در تجربه یک ازدواج موفق میتواند تاثیرگذارتر و مؤثرتر باشد. اگر صادقانه در مورد راههای بهبود رابطه زناشویی با همسر خود به گفتگو بنشینید، یاد میگیرید که روی چه چیزی بیشتر تمرکز کنید تا به ازدواج شما کمک کند. همچنین زمانی را صرف این موضوع کنید تا در مورد چیزهایی که در رابطه زناشویی شما خیلی خوب پیش نمیرود هم با همسر خود صحبت کنید. در مورد اینکه هریک از شما چگونه میتواند برای بهبود نقاط ضعف در رابطه گامهایی بردارد، برنامهریزی کنید. این بحث و گفتوگو با همسر خود را حداقل یکبار در ماه داشته باشید. همچنین مهم است که آن را در لیست کارهای خود قرار دهید. در آخر، به همدیگر لطف داشته باشید و موضوعات کماهمیت را رها کنید.
4. ازدواج تا حدودی شبیه یک حساب سرمایهگذاری است:
هرچه ارتباط مؤثرتری با همسر خود ایجاد کنید و نسبت به او مهربانی، حمایت، محبت و احترام داشته باشید، حساب بانکی عاطفی شما بیشتر رشد میکند. زمانی که شما موضوعات بااهمیت در زندگی مشترک را فراموش میکنید، مثلاً فراموش کردن سالگرد ازدواج یا خریدن چیزی که باید حتما با مشورت و تایید همسرتان باشد، در حقیقت «سرمایه عاطفی» کافی برای حفظ رابطه و ازدواجتان را از دست میدهید. با اینحال، این دیدگاه نباید بهعنوان یک اقدام برای اجازه دادن به بدرفتاری و سو استفاده قرار بگیرد. در ایجاد یک رابطه صمیمی با همسر، رقم زدن خاطرات خوب در رابطه و دستیابی به موفقیت در زندگی مشترک مصمم باشید. یک سرمایهگذار فعال در ایجاد یک حساب بانکی عاطفی در زندگی زناشویی خود باشید.
5. عشق و علاقه به همسر یک فعل است نه یک اسم:
بسیاری از افراد یکی از دلایل مهم ازدواج خود را داشتن عشق، محبت و احساس عمیق نسبت به همسرشان بیان می کنند. بااینحال احساسات بالا و پایین خواهند شد. در ازدواج زمانی وجود خواهد داشت که این احساسات بسیار ضعیف یا کاملا از بین رفته است. به یاد داشته باشید احساسات ناپایدار هستند. ازدواج خود را بر اساس احساسات ناپایدار قرار ندهید. عشق چیزی فراتر از احساسات است. عشق در قلب انسان، تعهدی برای انجام آن چیزی است که برای دیگران بهترین است. این تعهد باید در اقدامات روزانه نشان داده شود، بهنحوی که دلسوزانه، تصدیقکننده و احترامآمیز باشد.
۱. یکی از مهمترین علتهای شکست در ازدواج توقع و تصورات غلط از ازدواج است. خوشبختی به خودیخود رخ نمیدهد، بلکه ساخته میشود. به همان اندازه انتخاب و داشتن همسر خوب، تلاش در حفظ آن نیز مهم است.
۲. ازدواج دوای هیچ دردی نیست. حکم غذا را دارد، نه دارو. ازدواج باعث رفع هیچیک از مشکلات روانی نمیشود.
۳. ازدواج وسیله است، نه هدف. بسیاری از ازدواجهای غلط و ناموفق به این دلیل رخ میدهد که افراد آن را یک هدف قرار میدهند(به هر ترتیبی شده باید ازدواج کرد) در نتیجه برای رسیدن به آن گاهی بسیاری از اصول عقلانی و حتی اخلاقی را نیز نادیده میگیرند و زیر بار انتخاب غلط میروند یا بدون آمادگی و شرایط لازم درگیر آن میشوند.
۴. بسیاری از مشکلات و اختلافهای زناشویی از بین نمیروند، بلکه همین که به این تفاهم برسید که در زمینههایی با هم اختلافنظر دارید و به یک سازگاری و توافق دونفره برسید کافی است.
۵. زوجهای موفق و خوشبخت نیز گاهی بحث و کشمکش دارند و اگر این طور نباشد باید در صحت و سلامت ازدواجشان شک کرد. مزیت زوجهای موفق در این است که میدانند چگونه به درستی با اختلافها و مشکلها مواجه شوند و به تفاهم برسند. آنها به تفاوتها احترام میگذارند و با دید برنده و بازنده به مسائل نگاه نمیکنند.
۶. در زندگی اشتراکی هیچ فایده و قانونی وجود ندارد مگر اینکه زوجین با هم آن را وضع کرده باشند. ازدواج همچون درختی است که در صورت عدم آبیاری و مراقبت، دیر یا زود پژمرده خواهدشد. مشکلها و اختلافهای جدی زناشویی با ورود بچهها برطرف نمیشود.
۷. اگرچه هرچه اشتراکها و شباهتهای بین زوجین بیشتر باشد امکان به وجود آمدن صمیمیت بیشتر است. ولی این به آن معنی نیست که زوجین همیشه باید در تمام لحظههای خوششان با هم باشند.
۸. رابطه زناشویی یک رابطه ۵۰/۵۰ سپس ۱۰۰/۱۰۰ است. یک ازدواج زمانی میتواند موفق باشد که در رابطه، هر یک از طرفین با تمام صفات خوب خود باشند و اشتباه دیگری را مجوزی برای خطای خود ندانند.
۹. زوجین نه مکمل یکدیگر، بلکه حامی و تقویتکننده همدیگر هستند. هر یک از زوجین افرادی عاقل، بالغ، کامل و توانمندی هستند که میتوانند زندگی خود را به تنهایی و با خوشی بگذرانند ولی با آگاهی و انتخاب تصمیم میگیرند با دیگری و کمک به هم مسیر رشد و کمال را دلپذیرتر، معنیدارتر و بهتر طی کنند.
۱۰. اولین شرط و لازمه ارتباط خوب و موثر زناشویی ابراز صحیح، صریح و شفاف احساسات، نظرات و خواستههاست.
۱۱. اگر در ازدواج قرار باشد کسی تغییر کند آن یک نفر خود ما هستیم!
۱۲. اگرچه مشورت با والدین نشانه سلامت عقل است ولی این شما هستید که میخواهید با همسرتان زندگی کنید، نه آنها.