انتقاد از خانوادههای طرفین میتواند موضوع حساسی باشد و باید با احتیاط و درایت با آن برخورد شود. در اینجا به برخی از جوانب این مسئله و نحوه مدیریت آن اشاره میکنیم:
چرا انتقاد از خانوادههای طرفین رخ میدهد؟
* تفاوت در ارزشها و باورها: خانوادهها ممکن است دیدگاههای متفاوتی در مورد مسائل مختلف مانند تربیت فرزند، مسائل مالی، سبک زندگی و غیره داشته باشند.
* تفاوت در سبک زندگی: نحوه گذراندن زندگی روزمره، عادات و رسوم خانوادگی میتواند متفاوت باشد و منجر به انتقاد شود.
* انتظارات متفاوت: هر فرد ممکن است انتظارات متفاوتی از نقش خانواده همسر یا نامزد خود داشته باشد که برآورده نشدن آنها منجر به انتقاد شود.
* حسادت یا رقابت: در برخی موارد، ممکن است حسادت یا رقابت ناخودآگاه بین خانوادهها وجود داشته باشد.
* نگرانی برای فرزند/خواهر/برادر: خانواده ممکن است از سر نگرانی برای خوشبختی و رفاه فرزند خود، انتقاداتی را مطرح کنند.
* مشکلات شخصیتی: برخی افراد ممکن است به طور کلی اهل انتقاد باشند و این رفتارشان محدود به خانواده همسر یا نامزد نباشد.
* سوءتفاهم: گاهی اوقات انتقادات ناشی از سوءتفاهم در ارتباطات است.
پیامدهای منفی انتقاد از خانوادههای طرفین:
* ایجاد تنش و درگیری: انتقاد میتواند منجر به بحث و جدال بین زوجین و همچنین بین آنها و خانوادههایشان شود.
* آسیب به رابطه زوجین: قرار دادن همسر در موقعیت دفاع از خانوادهاش یا انتخاب بین همسر و خانواده میتواند به رابطه آسیب جدی وارد کند.
* ایجاد حس ناراحتی و رنجش: فردی که خانوادهاش مورد انتقاد قرار میگیرد، احساس ناراحتی، رنجش و بیاحترامی میکند.
* فاصله گرفتن: انتقاد مکرر میتواند منجر به دوری و کاهش ارتباط بین زوجین و خانوادههایشان شود.
* کاهش اعتماد: احساس مورد قضاوت قرار گرفتن میتواند اعتماد را در روابط خانوادگی کاهش دهد.
چگونه با انتقاد از خانوادههای طرفین برخورد کنیم؟
* گفتگو با همسر: اولین قدم صحبت صادقانه و آرام با همسر در مورد احساسات و نگرانیهایتان است. سعی کنید از جملات “من” استفاده کنید و احساسات خود را بدون سرزنش بیان کنید (مثلاً: “وقتی مادرت این حرف را زد، من احساس ناراحتی کردم”).
* همدلی با همسر: به احساسات همسرتان احترام بگذارید. او ممکن است بین شما و خانوادهاش دچار تعارض شود. سعی کنید دیدگاه او را درک کنید.
* تعیین مرزها: به طور مشترک با همسرتان در مورد نحوه تعامل با خانوادههایتان و مرزهای قابل قبول تصمیم بگیرید. این مرزها باید به طور واضح و محترمانه به خانوادهها اطلاع داده شوند.
* ایجاد اتحاد: مهم است که شما و همسرتان در برابر انتقادات از یکدیگر حمایت کنید و یک جبهه متحد داشته باشید.
* تمرکز بر نکات مثبت: سعی کنید جنبههای مثبت خانواده همسرتان را ببینید و به آنها توجه کنید.
* اجتناب از واکنش تند: در هنگام شنیدن انتقاد، سعی کنید آرامش خود را حفظ کنید و از واکنشهای تند و دفاعی خودداری کنید.
* انتخاب زمان و مکان مناسب برای گفتگو: اگر لازم است در مورد انتقادات با خانواده همسرتان صحبت کنید، زمان و مکان مناسبی را انتخاب کنید و سعی کنید فضایی آرام و محترمانه ایجاد کنید.
* درخواست میانجیگری: در صورت لزوم، میتوانید از یک فرد مورد اعتماد و بیطرف (مانند مشاور خانواده) برای میانجیگری کمک بگیرید.
* پذیرش تفاوتها: بپذیرید که خانوادهها متفاوت هستند و قرار نیست همه چیز مطابق میل شما باشد. سعی کنید تفاوتها را تحمل کنید و به آنها احترام بگذارید.
* محدود کردن تعاملات: اگر انتقادات به طور مداوم و آزاردهنده هستند و هیچ تغییری ایجاد نمیشود، ممکن است لازم باشد میزان تعاملات خود را با خانواده مورد نظر محدود کنید.
نکاتی برای ارائه انتقاد (در صورت لزوم و با احتیاط):
* هدف از انتقاد را مشخص کنید: آیا هدف شما بهبود رابطه است یا صرفاً ابراز نارضایتی؟
* زمان و مکان مناسب را انتخاب کنید: انتقاد را در خلوت و در زمان مناسب مطرح کنید.
* با لحنی محترمانه و مهربانانه صحبت کنید: از لحن تند و سرزنشآمیز خودداری کنید.
* از جملات “من” استفاده کنید: احساسات و دیدگاه خود را بیان کنید، نه اینکه طرف مقابل را متهم کنید.
* بر رفتار خاص تمرکز کنید، نه شخصیت فرد: به جای گفتن “شما همیشه…”، بگویید “وقتی این کار را انجام دادید، من احساس… کردم.”
* راه حل پیشنهاد دهید: به جای صرفاً انتقاد کردن، پیشنهاداتی برای بهبود وضعیت ارائه دهید.
* آماده شنیدن پاسخ طرف مقابل باشید: به دیدگاهها و احساسات او احترام بگذارید.
مشکلات شخصیتان را حل کنید
قبل از کشیدن پای خانواده همسر و حل مشکلات مربوط به آن، مشکلات شخصیتان را با همسرتان حل کنید. اگر با همسرتان اختلاف دارید الویت اول رفع و رجوع این اختلافات است و مشکلات و گلههای مربوط به خانواده همسر یا هرکس دیگری در الویتهای بعدی قرار میگیرد. مثلا اگر شما به همسرتان اعتماد ندارید، اگر مشکلات جنسی دارید، اگر نمیتوانید با یکدیگر صمییم باشید و … قدم اصلی و اولیهتان باید رفع این مسائل باشد نه مشکلاتی مانند دخالت والدینش در زندگی یا متلکی که خواهر شوهرتان به شما انداخته است! تا زمانی که مشکلات اصلیتان را حل نکردهاید وارد مسائل حاشیهای نشوید و به اصطلاح قوزِ بالا قوز درست نکنید.
حیاتی بودن موضوع روی رابطهتان را بررسی کنید
مورد بعدی که قبل از مطرح کردن و گله از خانواده هسمر باید در نظر داشته باشید بررسی میزان اهمیت آن روی شما، زندگی و رابطهتان است. بگذارید یک مثل پزشکی را برایتان مطرح کنیم. تا به حال شده است برای داشتن یک جوش یا زائده روی پوستتان به پزشک مراجع کنید و او بگوید :”اگر بهش دست نزنید بهتره چون ریسکش بالاست و ممکنه خطرات جدی به همراه داشته باشه”. پیش کشیدن پای خانوادهها و گله شکایت از آنها هم دقیقا باید وقتی انجام شود که ارزشش را داشته باشد چون در اغلب موارد با چالش و تنش در رابطه خودتان همراه است. پس مراقب باشید مسائل جزئی و اختلافات بیاهمیت مانند اینکه “چرا به من اخم کرد”، “چرا دیر به من زنگ زد”، “چرا تبریک نگفت” و … را تبدیل به یک بحران نکنید. شما زمانی باید موضوع خانواده همسر را یک صورت مساله جدی در نظر بگیرید که اثر مستقیم روی زندگی و رباطهتان گذاشته باشد.
گله و شکایت کردن با بدگویی زمین تا آسمان متفاوت است. به دو متن زیر دقت کنید:
- متن شماره 1.
“من نمیدونم مامانت چرا وقتی مهمون داره قرمه سبزی میذاره همیشه، بابا مرغ بذار، فسنجون بذار، قیمه بذار مگه هیچی بلد نیستی؟ هربار میریم خونهشون قرمه سبزی، قرمه سبزی، حالا نمیگم بد میشه خدایی خوشمزه است ولی خسته شدیم انقد قرمهسبزی گذاشته. خواهرتم همچین به به و چه چه میکنه انگار اولین بار قرمه سبزی میخوره بابا خودمونم بلدیم قرمهسبزی بذاریم به خدا”.
- متن شماره 2.
“راستش من برای خونواده ات احترام زیادی قائلم و میدونم اونا هم خیر و صلاح ما و زندگیمون رو ولی خودت که میدونی دخترمون الان برای لج بازیش تحت مشاوره است و مشاور گفته نباید وقتی گریه می کنه به خواسته اش برسه، مامانت بنده خدا نمیدونه خب برنامه ما چیه واسه همین تا نگار گریه میکنه هرچی یمخواد بهش میده که این باعث لج باز تر شدنش میشه، نظرت چیه این موضوع را با مادرت هم مطرح کنیم بدونه که بتونه بیشتر کمکون کنه”
احتمالا متوجه شدهاید که متن شماره 1 تنها یک بدگویی بی دلیل و بیجهت بود که هیچ کمکی به رابطه شما نمیکند حتی همسرتان را نسبت به رابطه شما و خانوادهاش حساس خواهد کرد و متن شماره 2 یک گفتگوی با درایت و مفید که به صلاح همه اعضای خانواده است و در جهت پیشبرد و ارتقای رابطه شما. پس تصور نکنید هر اختلاف سلیقه و نظری که با خانواده همسر دارید باید در قالب گله و شکایت بیان کنید!
مطمئن شوید این مشکل ناشی از توقعات شما نیست
همانطور که در بالا توضیح دادیم شما باید زمانی گله و شکایت از همسرتان را مطرح کنید که پای یک موضوع اساسی و مهم که روی رابطهتان اثر منفی داشته باشد در میان باشد نه پای سلیقه و توقعاتی که لزوما صحیح نیستند. حتما از منطقی بودن توقعاتتان به کمک یک روانشناس مطمئن شوید و به هیچ عنوان با افراد نا آگاهی که تنها از روی تجربه شخصی خودشان و بدون شناخت عمیق رابطهتان درباره خانواده همسرتان نظر میدهند مشورت نکنید. برخی از توصیههای ناآگاهانه، غیر علمی و بسیار مخرب را برایتان آورده ایم. این توصیهها برگرفته از مکالماتی است که در اتاقهای مشاوره با آن روبرو بودهایم :” الان جواب مادر شوهرتو ندی تا آخر باید توسری بخوری”، “تلفن زد جواب نده تا بفهمه ناراحتی”، “اصلا محل خانواده شوهرت نذار”، “خواهرشوهرت خواست نظر بده قشنگ حالشو بگیر”، “بالاخره خانواده شوهرن دیگه توقع خوبی ازشون نداشته باش”، ” نذار شوهرت تنها بره خونه مادرش پرش کنن” و … تمام این توصیهها برگرفته از تجربه شخصی افراد است و حتی روی زندگی خودشان هم جواب نداده چه برسد زندگی شما که چیزی از آن نمیدانند. پس در قدم اول اگر مشکلی وجود دارد بدون کشاندن موضوعات خانوادگی به خارج از خانه با یک مشاور صحبت کنید تا بتواند بررسی کند چقدر این موضوع ناشی از یک مساله جدی و نیازمند پیگیری و چقدر ناشی از افکار منفی و ناکارآمد شماست.
شرایط را پیشبینی کنید
احتمالا شما روی همسرتان شناخت دارید. میدانید از چه چیزهایی ناراحت و از چه چیزهایی خوشحال میشود، احساسش را نسبت به خانوادهاش میدانید، میدانید به چه چیزهایی نسبت به خانوادهاش حساس و به چه چیزهایی حساس نیست. میدانید به چه مواردی مقاوت نشان میدهد و نسبت به چه مواردی بدون گارد میتواند صحبت کند. پس بهتر است قبل از اینکه موضوع را مطرح کنید نسبت به عکس العمل او پیشبینی لازم را داشته باشید و اگر فکر میکنید موضوع برای او حساس است باید شرایط لازم را فراهم کنید تا بتوانید با کمترین تنش و شیوهای مناسب با شرایط مساله را مطرح کنید.
صلاح همسرتان را در نظر بگیرید
در هر موضوعی که لازم است درباره خانواده همسرتان مطرح کنید باید تمام جوانب را در نظر بگیرید. یکی از این جوانب مهم خیر و صلاح همسرتان و رابطه خودتان است. همیشه در هر مسالهای باید سود و زیان کارتان را در نظر بگیرید. با عنوان کردن این موضوع چه چیزهایی به دست میآورید و چه چیزهایی را از دست میدهید؟ همسرتان چطور؟ او با عنوان کردن این موضوع از جانب شما با چه چالشهایی روبرو میشود؟ آیا توان برطرف کردن این چالش را دارد؟ در موقعیت مناسبی است؟ شرایط شنیدنش را دارد؟ از همه مهمتر کاری از او ساخته است یا تنها درگیری فکری برایش ایجاد میشود؟ شما و همسرتان در یک تیم هستید پس مانند یک هم تیمی دلسوز همانطور که صلاح خودتان را در نظر میگیرید صلاح او هم در نظر بگیرید.
خود را جای همسرتان بگذارید
توانایی همدلی و همدردی یک مهارت بسیار مهم و حیاتی در رابطه زناشویی است. شما باید بتوانید خود را جای هسمرتان بگذارید، با کفش او راه بروید بعد قضاوتش کنید! مثلا درست است که وابستگی والدین و فرزندان به شدت به رابطه زناشویی آسیب میزند اما اگر قرار است این وابستگی همسرتان را به خاواده را کم کنید باید این درک را داشته باشید که او یک فرد وابسته است و نمیتواند همانطور که شما میخواهید به یکباره تمام وابستگیهایی که در عرض چند سال به وجود آمده است یک هفته یا یکساله از بین ببرد!
در نهایت، ایجاد یک رابطه سالم و محترمانه با خانوادههای طرفین نیازمند صبر، درک متقابل و تلاش هر دو طرف است. اولویت همواره باید حفظ و تقویت رابطه بین زوجین باشد.
